خرید بک لینک

درباره سایت

نامه های فیروزه ای را می اندازم توی حوض

آخرین مطالب

امکانات وب

ما غرق می شدیم توی بازی های بچگانه و ریز می شدیم سر ِ تقسیم اسباب بازی ها و قهر می کردیم و یادمان می رفت که می خواستیم بازی کنیم ، دوست می شدیم و دل چرکین می شدیم سر ِ این که زنگ تفریح او چرا دیر آمده توی حیاط . درس می خواندیم و گیر می کردیم توی بیست و پنج صدم ها و نیم ها ، دوست می داشتیم و بند می کردیم به دیر رسیدن ِ جواب ِ اس ام اس ها ، کار می کنیم و زوم می شویم روی سر شلوغی ها و وقت کم آوردن ها...

کاش کسی یقه پیرهن های ما را از پشت سر می گرفت و ما را می آورد بالا تا جهان را در مقیاسی وسیع تر و «کُلّی تر» ببینیم و برای روزگاری هر چند کوتاه ، «زندگی» کنیم.

برچسب: نویسنده: فاطمه رادمنش تاريخ: دوشنبه 27 آذر 1396 ساعت: 2:12

صفحه بندی