1. تا آخرین لحظه ی خداحافظی برای کسی دست تکان میدهم . این عادت مسخره در تمام سال هایی که رفتارم را به یاد می آورم با من بوده . اگر من ایستاده باشم و او برود آنقدر نگاه میکنم تا رنگ لباسش در امتداد مسافت به یک نقطه ی رنگی تبدیل شود و بعد آن نقطه ی رنگی به مرحله ای برسد که چشم انسان قدرت تفکیک آن را ندارد . اما اگر هر دو در حال رفتن باشیم باز بعد از خداحافظی تا چند متر جلوتر مرتب به پشت سر نگاه میکنم و به رفتن آدم هایی که هرگز پشت سرشان را نگاه نکردند فکر میکنم . همه ی شکست ها از خودمان شروع می شود .
2. آدم های جدی و بداخلاق را دوست دارم . آدم های خیلی جدی و خیلی بداخلاق را .
3. به خط و خال گدایان مده خزینه دل / به دست شاهوشی ده که محترم دارد ... |حافظ
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش