هنوز هم نگران می شوم که کسی را داشته باشی تا غرور مردانه ات تمام مدت حفظ شود . بعضی روزها به کلی فراموش می کنم که همه چیز تمام شده و با همین گوش های خودم شنیدم که دوست داشتنم به کارت نمی آید ، می خواهم با همین دوست داشتن ممتد ِ پذیرفته نشده غرور تو را حفظ کنم . می دانم ، می دانم که شخصأ خواسته ای تنها بمانی ولی به هر حال باید زنی در این جهان باشد که گاهی قبل از خواب دوست داشتنش را به یاد بیاوری و دلت قرص شود که هنوز خوبی ...
هنوز خوبی و آدم دیوانه ای برای خودت داری . من می توانم چشم هایم را ببندم و از دسته ی زن هایی که توسط محبوبشان دوست داشته می شوند بیرون بیایم اما تو خودت را بگذار در کنار همه ی مردهایی که امپراطورند .
+ که در طریقت ِ ما کافریست رنجیدن... |حافظ
برچسب:
نویسنده: فاطمه رادمنش