می خواهم راهم را بگیرم و بی خبر بیایم سمت شما . بیایم توی خیابان ِ نزدیک ِ آن برج ِ بلند پیدایتان کنم . وقتی دارید مات نگاهم می کنید ، لب باز کنم و به سختی بگویم : آبان بدون شما پیرم می کند ....