
خودم را دوست دارم . گاهی بیشتر از دیگر وقت ها . خودم را دوست دارم که یک جور قوی بودن غیر قابل نمایش در وجودم هست و آرام آرام یاری ام می کند . خودم را با همین روزهای معمولی ، ظاهر ساده ، چادر مشکی ، ناشی بودن در فیس و افاده ، ور نرفتن با تلفن همراه ، خنده ی بی صدا و آرام ، سحرخیزی ... اصلا خودم را با همه ی برنامه های یک نفره ام ، با عکس نگرفتن هام ، با بی حوصلگی های بی خریدارم ، با شعر خواندن هام ، با عاشقی کردن های بی سرانجامم ... دروغ چرا ، دروغ خوب نیست . پاییز که می آید ، آبان که می خواهد از راه برسد شبیه دخترهای توی قصه می شوم و گاهی بی هوا به ژاکت های مردانه و بوی...
ادامه مطلب